لبخند تو تقدير من است
.....
......
.........
به م.ا
April 23, 2006
April 3, 2006
March 27, 2006
شبكه هاي شهري بي سيم
WiMAX Technology
WiMAX is a new, standards based wireless technology, designed to solve the limitations both of Wi-Fi and last-mile broadband access

سايتهاي مرتبط :
http://www.hifn.com/technology/wimax.html
http://www.wisegeek.com/what-is-wimax.htm?referrer=adwords_campaign=wimax_ad=015411&_search_kw=wimax
Ads by Google
http://www.wimax.com/
WiMAX is a new, standards based wireless technology, designed to solve the limitations both of Wi-Fi and last-mile broadband access
استاندارد جديد
WIMax
براي شبكه هاي شهري بي سيم
، بازار دستيابي به اينترنت را متحول خواهد كرد
ادامه مقاله......................................................
سايتهاي مرتبط :
http://www.hifn.com/technology/wimax.html
http://www.wisegeek.com/what-is-wimax.htm?referrer=adwords_campaign=wimax_ad=015411&_search_kw=wimax
Ads by Google
http://www.wimax.com/
March 17, 2006
سال نو مبارک
آنهمه ناز و تنعم که خزان می فرمود
عاقبت در قدم باد بهار آخر شد......
هفت سینت را که می چینی به یاد قلبهایی باش که دوستت می دارند
به یاد قلبهایی که دوستشان داری
وخدا را شکر کن
به خاطر همه چیز
به خاطر قلبی که تا همیشه به یاد تو زنده است
...........
.....................
.............................
عاقبت در قدم باد بهار آخر شد......
هفت سینت را که می چینی به یاد قلبهایی باش که دوستت می دارند
به یاد قلبهایی که دوستشان داری
وخدا را شکر کن
به خاطر همه چیز
به خاطر قلبی که تا همیشه به یاد تو زنده است
...........
.....................
.............................
February 17, 2006
February 2, 2006
February 1, 2006
January 31, 2006
January 30, 2006
....
زان يار دلنوازم شکريست با شکايت
گر نکته دان عشقی بشنو تو اين حکايت
بی مزد بود و منت هر خدمتی که کردم
يارب مباد کس را مخدوم بی عنايت
رندان تشنه لب را آبی نمیدهد کس
گويی ولی شناسان رفتند از اين ولايت
در زلف چون کمندش ای دل مپيچ کان جا
سرها بريده بينی بی جرم و بی جنايت
چشمت به غمزه ما را خون خورد و میپسندی
جانا روا نباشد خون ريز را حمايت
در اين شب سياهم گم گشت راه مقصود
از گوشهای برون آی ای کوکب هدايت
از هر طرف که رفتم جز وحشتم نيفزود
زنهار از اين بيابان وين راه بینهايت
ای آفتاب خوبان میجوشد اندرونم
يک ساعتم بگنجان در سايه عنايت
اين راه را نهايت صورت کجا توان بست
کش صد هزار منزل بيش است در بدايت
هر چند بردی آبم روی از درت نتابم"
" جور از حبيب خوشتر کز مدعی رعايت
گر نکته دان عشقی بشنو تو اين حکايت
بی مزد بود و منت هر خدمتی که کردم
يارب مباد کس را مخدوم بی عنايت
رندان تشنه لب را آبی نمیدهد کس
گويی ولی شناسان رفتند از اين ولايت
در زلف چون کمندش ای دل مپيچ کان جا
سرها بريده بينی بی جرم و بی جنايت
چشمت به غمزه ما را خون خورد و میپسندی
جانا روا نباشد خون ريز را حمايت
در اين شب سياهم گم گشت راه مقصود
از گوشهای برون آی ای کوکب هدايت
از هر طرف که رفتم جز وحشتم نيفزود
زنهار از اين بيابان وين راه بینهايت
ای آفتاب خوبان میجوشد اندرونم
يک ساعتم بگنجان در سايه عنايت
اين راه را نهايت صورت کجا توان بست
کش صد هزار منزل بيش است در بدايت
هر چند بردی آبم روی از درت نتابم"
" جور از حبيب خوشتر کز مدعی رعايت
January 26, 2006
چترها را بايد بست
هنوز داره بارون مي ياد
امروز قدم زنون تا سر كارم رفتم
مثل هميشه تنها
ولي مهم نيست
+
وقتي بارون مي گيره
هوا طعم عجيبي پيدا مي كنه
نمي دوني خوشحالي يا غمگين
انگار يك غم شيرين داري كه حالا با بارون مي خواي همش به اون فكر كني
+
امروز پنجشنبه 6 بهمن
+
راستي از همه دوستاني كه توي وبلاگ پيغام مي ذارن ممنونم
آخر هفته خوبي داشته باشيد
از قدم زدن زير بارون هم غافل نشيد:
چترها را بايد بست
زير باران بايد رفت
....
هر كجا هستم باشم
آسمان مال من است
پنجره - فكر - هوا
عشق
زمين مال من است
....
چترها را بايد بست
زير باران بايد رفت
دوست را
زير باران بايد ديد
....
......
.........
چشمها را بايد شست
جور ديگر بايد ديد
امروز قدم زنون تا سر كارم رفتم
مثل هميشه تنها
ولي مهم نيست
+
وقتي بارون مي گيره
هوا طعم عجيبي پيدا مي كنه
نمي دوني خوشحالي يا غمگين
انگار يك غم شيرين داري كه حالا با بارون مي خواي همش به اون فكر كني
+
امروز پنجشنبه 6 بهمن
+
راستي از همه دوستاني كه توي وبلاگ پيغام مي ذارن ممنونم
آخر هفته خوبي داشته باشيد
از قدم زدن زير بارون هم غافل نشيد:
چترها را بايد بست
زير باران بايد رفت
....
هر كجا هستم باشم
آسمان مال من است
پنجره - فكر - هوا
عشق
زمين مال من است
....
چترها را بايد بست
زير باران بايد رفت
دوست را
زير باران بايد ديد
....
......
.........
چشمها را بايد شست
جور ديگر بايد ديد
January 25, 2006
پشت اين پنجره ها وقتي بارون مي باره...
داره بارون مياد -
همين طور كه فنجان چاي را از روي ميز بر مي داره
مي ره كنار پنجره
نمي دونم ياد چي مي افته
اما لبخند تلخي تو چهرش مي شينه
مي گم
هوا خوبه مگه نه؟
مثل وقتي شاملو مي خونه نگام مي كنه
مي گم هنوز هم مي نويسي؟
مي خنده و فنجان چاي رو سر مي كشه
:مي گم
ببين رضوان
...
.....
........
انگار حرفامو نمي شنوه
+
داره بارون مي ياد
دست مي كشه روي شيشه بخار گرفته
....
:مي گه
آخرين برگ سفر نامه باران اين است كه زمين چركين است
همين طور كه فنجان چاي را از روي ميز بر مي داره
مي ره كنار پنجره
نمي دونم ياد چي مي افته
اما لبخند تلخي تو چهرش مي شينه
مي گم
هوا خوبه مگه نه؟
مثل وقتي شاملو مي خونه نگام مي كنه
مي گم هنوز هم مي نويسي؟
مي خنده و فنجان چاي رو سر مي كشه
:مي گم
ببين رضوان
...
.....
........
انگار حرفامو نمي شنوه
+
داره بارون مي ياد
دست مي كشه روي شيشه بخار گرفته
....
:مي گه
آخرين برگ سفر نامه باران اين است كه زمين چركين است
هميشه فاصله هست
چرا گرفته دلت مثل آنكه تنهايي
چقدر هم تنها
خيال مي كنم
دچار آن رگ پنهان رنگها هستي
دچار يعني
عاشق
و فكر كن كه چه تنهاست
اگر كه ماهي كوچك ، دچار آبي درياي بي كران باشد
چه فكر نازك و غمناكي
و غم تبسم پوشيده نگاه گياه است
و غم اشاره محوي به رد وحدت اشياست
خوشا به حال گياهان كه عاشق نورند
و دست منبسط نور روي شانه آنهاست
نه ! وصل ممكن نيست
هميشه فاصله هست
اگر چه منحني آب بالش خوبي است
براي خواب دل آويز و ترد نيلوفر
هميشه فاصله هست
دچار بايد بود
وگر نه زمزمه حيرت ميان دو حرف
حرام خواهد شد
وعشق ،سفر به روشني خلوت اشياست
و عشق
صداي فاصله هاست
صداي فاصله هايي كه غرق ابهامند
نه
صداي فاصله هايي كه مثل نقره تميزند
و با شنيدن يك هيچ مي شوند كدر
هميشه عاشق تنهاست
چقدر هم تنها
خيال مي كنم
دچار آن رگ پنهان رنگها هستي
دچار يعني
عاشق
و فكر كن كه چه تنهاست
اگر كه ماهي كوچك ، دچار آبي درياي بي كران باشد
چه فكر نازك و غمناكي
و غم تبسم پوشيده نگاه گياه است
و غم اشاره محوي به رد وحدت اشياست
خوشا به حال گياهان كه عاشق نورند
و دست منبسط نور روي شانه آنهاست
نه ! وصل ممكن نيست
هميشه فاصله هست
اگر چه منحني آب بالش خوبي است
براي خواب دل آويز و ترد نيلوفر
هميشه فاصله هست
دچار بايد بود
وگر نه زمزمه حيرت ميان دو حرف
حرام خواهد شد
وعشق ،سفر به روشني خلوت اشياست
و عشق
صداي فاصله هاست
صداي فاصله هايي كه غرق ابهامند
نه
صداي فاصله هايي كه مثل نقره تميزند
و با شنيدن يك هيچ مي شوند كدر
هميشه عاشق تنهاست
January 22, 2006
قابل توجه شركت كنندگان در همايش نانو بيوتكنولوژي
گواهي شركت در سمينار براي تمامي دوستان فرستاده شده است
...دوست داشتن از سفرهاي دراز تهيدستي باز مي گردد
عشق سوء تفاهمي ست كه با" متاسفم گفتني " فراموش مي شود
...
احمد شاملو
نيامدي ....
تصويري از بهار كشيدم نيامدي
چل جمعه انتظار كشيدم نيامدي
هر روز هر دقيقه و هر ثانيه فقط
يك قلب بي قرار كشيدم نيامدي
گفتم پياده مي آيي از كوچه هاي نور
گفتي كه نه ، سوار كشيدم نيامدي
زخمي ، شكسته و خسته ، تنها نشسته بود
مردي كه در غبار كشيدم نيامدي
گفتي كه تا به چند ستاره شماره كن
گفتم به صد شمار كشيدم نيامدي
حالا تمام آينه ها رو به بودن است
بر لوح دل حصار كشيدم نيامدي
يك جمعه نه ، دو تا ، نه ، هزار بار
اين جمعه در هزار كشيدم نيامدي
.......
پابلو نرودا
نان را از من بگير،اگر مي خواهي
هوا را از من بگير،اما خنده ات را نه
گل سرخ را از من بگير
سوسني را كه مي كاري
اشكي را كه به نا گاه
در شادي تو سر ريز مي كند
موجي ناگهاني از نقره را
......................
بخند بر شب
بر روز،بر ماه
بخند بر پيچاپيچ خيابانهاي جزيره
بر اين پسر بچه كم رو كه دوستت دارد
اما آنگاه كه چشم مي گشايم و مي بندم
آنگاه كه پاهايم مي روند و باز مي گردند
نان را،هوا را
روشني را،بهار را
از من بگير
اما خنده ات را هرگز
خنده ات را هرگز
تا چشم از دنيا نبندم.
هوا را از من بگير،اما خنده ات را نه
گل سرخ را از من بگير
سوسني را كه مي كاري
اشكي را كه به نا گاه
در شادي تو سر ريز مي كند
موجي ناگهاني از نقره را
......................
بخند بر شب
بر روز،بر ماه
بخند بر پيچاپيچ خيابانهاي جزيره
بر اين پسر بچه كم رو كه دوستت دارد
اما آنگاه كه چشم مي گشايم و مي بندم
آنگاه كه پاهايم مي روند و باز مي گردند
نان را،هوا را
روشني را،بهار را
از من بگير
اما خنده ات را هرگز
خنده ات را هرگز
تا چشم از دنيا نبندم.
January 18, 2006
شماره جديد منتشر شد
موسيقى متعالى چيست؟
شادابى درونى
يك زندگى آرام
نامهاى به بهشت
خط چيه؟
+
سلاح ميكروبى... آرى... نه؟
نسخهاى براى هميشه
شيعه، پنجرهاى گشوده
اى برادر سيرت زيبا بيار!
نقض حقوق بشر در مهد دموكراسى
من سالهاست مسيح شدهام
مسيح و انجيل
بيم و اميد
«آن» زن سرگردان روس
+
فقط بردهها هستند كه مىميرند
به وسعت ابديت
+
لذت يك جست و جوى آسان
+
آن چه البته به جايى نرسد، فرياد است!
چگونه مطالعه كنم؟
نام اولین زن ایرانی در سیاره زهره
....
January 12, 2006
January 10, 2006
چشم هايمان خطا مي كنند ، اما قلبمان هرگز
چرخ دنده هاي دوار
چـشمـانـتان را به روي تصوير حركت داده تا چرخ دنده ها
به حركت درآيند!!!

در محل تقاطع مربعهاي زير تنها دايره هاي سفيد وجود دارند!

چرخهاي دوار! بـه نقطه وسط خيره شويد و سرتان را جلو و عقب ببريد چرخها به حركت در ميايند!!!
چـشمـانـتان را به روي تصوير حركت داده تا چرخ دنده ها
به حركت درآيند!!!
در محل تقاطع مربعهاي زير تنها دايره هاي سفيد وجود دارند!
چرخهاي دوار! بـه نقطه وسط خيره شويد و سرتان را جلو و عقب ببريد چرخها به حركت در ميايند!!!
Subscribe to:
Posts (Atom)